بسم الله الرحمن الرحیم

این سوال در ذهن بعضی دانشجوهای مذهبی و حزب الهی وجود دارد که چه تفاوتی می کند که ما در بسیج دانشجویی فعالیت کنیم یا در یک گروه یا تشکل مذهبی دیگر؟ هدف این نوشته برشمردن بعضی تفاوت های اساسی بسیج با سایر تشکل هاست.

ابتدا ببینیم اشتراکهای تشکل ها و گروه های مختلف مذهبی چیست، در واقع هر موجودی که واژه ی گروه مذهبی به آن اطلاق می شود دارای چه ویژگی اساسی ایست.

گروه یا تشکل مذهبی مکانی و مجموعه ای است که فرد دانشجو به صورت داوطلبانه و بدون دستمزد می خواهد وقت خود را در آن صرف کند و به فعالیت فکری و اجرایی بپردازد؛ وقتی که از پس از درس خواندن در حد معقول و مورد نیاز اضافه می آورد و نمی خواهد آن را تلف کند. قید مذهبی هم حاکی از آن است که شخص اینجا فعالیت می کند به خاطر مجموعه ای از دغدغه های درونی که از دین سرچشمه گرفته. پس در بیان کوتاه گروه مذهبی جایی است که اشخاص به خاطر دغدغه های دینی دور هم جمع می شوند و به صورت داوطلبانه و بی مزد به فعالیت می پردازند. به بیان بهتر افراد می خواهند در این گروه یا تشکل به خدمت به اسلام و مسلمین بپردازند.

این توضیح و تعریف در مورد بسیج دانشجویی هم صادق است. اما ببینیم چه چیزی باعث ایجاد تمایز بین بسیج و سایرین می شود و کسی که در بسیج فعالیت می کند خودش و فعالیت هایش چه تفاوتی با بقیه دارد.

خدمت به انقلاب بزرگترین خدمت به اسلام و مسلمین

اول تفاوت این است که بسیج دارای یک جنس تفکر و دیدگاه اجتماعی است و یک برداشت ویژه از اسلام دارد که همان گفتمان اسلام ناب امام خمینی (ره) است. یعنی بسیج موضع و تفکر خود را درباره ی نحوه ی خدمت به اسلام، خدمت به مسلمین و زمینه سازی ظهور حضرت صاحب الزمان (عج) مشخص کرده. بسیج ادعا دارد که می خواهد به جمهوری اسلامی خدمت کند و مسیر انقلاب اسلامی را با دیدگاه و تفکر بنیانگزار آن ادامه دهد و این را بزرگترین خدمت به اسلام و مسلمین می داند، و بهترین زمینه ساز ظهور حضرت ولی عصر (عج) را اعتلای نظام جمهوری اسلامی قلمداد می کند. ممکن است در بعضی گروه های دیگر این تفکر وجود نداشته باشد و با اینکه تعریفش خدمت به اسلام است با دیدگاه اجتماعی متفاوتی به این مسأله بپردازد.

سید علی، مراد بسیجیان

دومین تفاوت این است که بسیج مراد و امام دارد. در بسیج دانشجویی امام خامنه ای (مد ظله) مراد بسیجیان است. افراد و مسئولین دنبال این هستند که همه ی رفتارها و فعالیت های خود را منطبق بر خواسته ها و گفته های رهبری کنند. هر بسیجی تلاش دارد در زندگی اخلاق و رفتارش را با گفته های اخلاقی رهبر تطبیق دهد. در پله ی بعدی مجموعه ی افراد در تشکل بسیج تلاش دارند رفتارهای جمعی خود را میل دهند به سمت صحبت های ایشان در باب اخلاق و رفتار تشکیلاتی و در نهایت مجموعه ی بسیج تعریف همه ی فعالیت های خود را منوط می کند به خواست مقام ولایت و خارج از خواست وی فعالیتی تعریف نمی کند. مشخص است که این ویژگی در بعضی گروه ها و تشکل ها نیست. بعضی ممکن است مراد دیگری داشته باشند و بعضی اصلا مرادی و امامی برای تشکل خود برنگزیده باشند.

گستره ی فعالیت بسیج به گستره ی نیازهای انقلاب

تفاوت اساسی دیگر در تعریف موضوع و حیطه ی فعالیت است. معمولا گروه ها و تشکل ها برای خود حوزه و موضوع مشخصی تعیین می کنند. مثلا بعضی فقط می خواهند فعالیت سیاسی کنند، بعضی به دنبال گسترش مهدویت در دانشگاه هستند، بعضی زنده نگه داشتن یاد شهدا را رسالتشان قرار داده اند و بعضی فعالیت خیریه می کنند. اما بسیج خود را محدود به یک نیاز و یک حوزه دغدغه ی انقلاب نمی کند. بسیجی کسی است که همیشه حاضر در صحنه است. هرجا انقلاب نیازی دارد و به مشکلی بر می خورد بسیجی حضور دارد. هرجا خطری انقلاب را تهدید کند بسیجی اولین کسی است که سینه ی خود را سپر می کند (اینها تعابیری است که امام خامنه ای (مد ظله) درباره ی بسیجی به کار می برند). خلاصه امر بسیجی و بسیج خود را محدود به یک حوزه یا موضوع خاص نمی کند که مثلا من فقط فعالیت سیاسی می کنم یا فعالیت فرهنگی یا فعالیت نظامی. می گوید هرجا هر مشکلی برای انقلاب به وجود آمده و کاری از دست من بر می آید من حاضر می شوم و فعالیت می کنم، می خواهد عرصه ی علم باشد یا اقتصاد یا گسترش مهدویت. البته این باعث نمی شود که دچار بی برنامگی و همه کاره و هیچ کاره شدن شود. ابتدا برآوردی از توان و ظرفیت های خود می کند، سپس بین مسایل موجود اولویت قایل می شود و بعد با توجه به توان خود و اولویت تعیین شده هرکاری که باشد سراغش می رود و خود را خرج آن می کند.
این ویژگی باعث می شود که افرادی که در بسیج فعالیت می کنند افراد چند بعدی تر و دارای نگرش و تفکر وسیع تر و همه جانبه تر باشند.

بسیجی همه چیزش را برای انقلاب می دهد

مسأله ی دیگر که در مورد قبل ضمنی به آن اشاره شد این است که کسی که وارد بسیج می شود و می خواهد بسیجی واقعی باشد، همه دارایی هایش را کف دست گرفته و حاضر است برای حفظ و اعتلای انقلاب-که همان اعتلای اسلام است- خرج کند. در گروه ها و تشکل های دیگر افراد ممکن است قید و شرطهایی برای فعالیت خود بگذارند اما در بسیج افراد از جان و مال و وقت و آبرو چیزی را دریغ نمی دارند و هرجا احساس کنند انقلاب نیاز دارد همه اش را خرج می کنند.

شجره ی طیبه ی بسیج

مسأله ی دیگر ریشه و تاریخ بسیج است. بسیج تشکلی بوده که افراد در آن و به اسم آن جان فشانی ها کرده اند و همه ی وجودشان را خرج اسلام کرده اند. بارزترینش شهدای جبهه و جنگ اند و البته بعد از جنگ هم جهاد های مقدس زیاد در بسیج اتفاق افتاده است. البته در منظر امام خمینی (ره) اعتبار بسیج محدود به این افراد نمی شود و "دفتر تشکل بسیج را همه ی مجاهدان راه حق از ابتدا تا انتها امضا کرده اند". مسلما این تاریخچه ی روشن و متعالی موجب شکوفایی بسیج در اعصار بعدی می شود؛ و به راحتی امکان پذیر نیست که افراد با اعمال بد و ظلمانی خود آن نور و شجره ی طیبه ای که شهدای راه حق روشنایی اش بخشیده اند و ریشه اش را با خون خود آبیاری کرده اند، خاموش کنند و بخشکانند. البته بیان این مطلب از عهده ی قلم مادی و تاریک نویسنده خارج است.

امام، مؤسس بسیج دانشجویی

بسیج دانشجویی تنها تشکلی است که شخص امام خمینی (ره) با حکمت خود آن را تأسیس کرده اند و منشور فعالیت و اهداف و آرمان آن را ترسیم کرده اند. در میان تشکل ها و گروه ها موردی را اینچنین سراغ نداریم. مسلما تشکلی را که یک پیر مسیحا نفس فرمان تشکیل آن را بدهد و خود طی پیامی به تبیین رسالت ها و وظایف آن می پردازد قابل مقایسه با تشکل و گروه دیگر که تعدادی دانشجو آن را تاسیس کرده اند و اهداف آن را تعیین کرده اند نیست.

اتصال بسیج به سپاه

بسیج دانشجویی به واسطه ی اتصالی که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد در عین استقلال آن، بهره ای از نظم و انضباط نظامی برده و این یک مزیت جدی است برای بسیج. بعضی گمان می کنند اتصال بسیج به سپاه باعث می شود بسیج سازمانی نظامی صرف شود و قابلیت های دیگر خود را از دست بدهد اما حقیقت ماجرا این است که بسیج با وجود اتصال به سپاه یک سازمان نظامی صرف نیست. معایب سازمان نظامی را ندارد و در عوض مزایای آن که یکی نظم و تشکیلات است را داراست. رهبر معظم انقلاب هم از این اتصال به عنوان یک مزیت جدی یاد می کنند.

مصونیت بسیج از انحراف از صراط مستقیم انقلاب

مسأله ی آخر هم این است که بسیج با سه چهار واسطه به شخص امام خامنه ای (مد ظله) متصل می شود. یعنی مجمع عمومی بسیج وقتی مسئولی را انتخاب می کنند این مسئول باید توسط رئیس سازمان بسیج دانشجویی تأیید شود و همین طور با دو سه واسطه رئیس سازمان هم منصوب رهبری هستند. این قضیه مانع می شود که تشکل بسیج به دست نا اهلان بیافتد و مجموعه ی بسیج از صراط مستقیم انقلاب فاصله بگیرد. زیرا هرگاه مسئولی بر سر کار بیاید که بخواهد بسیج را به سمتی نامطلوب ببرد به وسیله ی رئیس سازمان برکنار می شود و همین طور این روند تا فرمانده کل بسیج و فرمانده سپاه ادامه پیدا می کند که ایشان منصوب مستقیم رهبری اند.